یك زوج در اوايل 60 سالگي، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سي و پنجمين سالگرد ازدواجشان را جشن گرفته بودن. ناگهان يك پري كوچولوِ قشنگ سر ميزشون ظاهر شد و گفت: چون شما زوجي اينچنين مثال زدني هستين و درتمام اين مدت به هم وفادار موندين، هر كدومتون مي تونين يك آرزو بكنين. من مي خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم. و اجي مجي لا ترجي دو تا بليط درجه یک در دستش ظاهر شد. چند لحظه فكر كرد و گفت: خب، اين خيلي رمانتيكه ولي چنين موقعيتي فقط يك بار در زندگي آدم اتفاق مي افته، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم ولي آرزوي من اينه كه همسري 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم. و آقا 92 ساله شد! ولي پريها... مونث هستند
خانم گفت: اووووووووووووووووه!
پري چوب جادووييش رو تكون داد
حالا نوبت آقا بود،
خانم و پري واقعا نا اميد شده بودن ولي آرزو، آرزوه ديگه !!!
پري چوب جادوييش و چرخوند و... اجي مجي لا ترجي
پيام اخلاقي اين داستان:
مردها شايد موجودات ناسپاسي باشن،
ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت
خنده ای بر خاطراتت کرد و رفت
من که گفتم این بهار افسردنیست
من که گفتم این پرستو رفتنیست
آه عجب کاری به دستم داد دل
هم شکست و هم شکستم داد دل ...
آیسان
آیسان
به نام خدا
سلام برو بچ همه حالشون خوبه؟ من دوباره اومدم با کوله باری از خاطره ..
هوراااااااااااااااا
میخوام از امروز بگم ، از روزی که داشتیم برا برنامه ای که واسه روز معلم ترتیب دادیم و داشتیم تمرین میکردیم!
خدا به داد دبیر پرورشیی برسه که میخاد مارو برای یه برنامه ی کاملا محترمانه اماده کنه ...
خلاصه، منو ایسان و مری نشسته بودیم که این مریم بچه مثبته
اومد و گفت که میخاییم بریم پایین سرود تمرین کنیم ...
نه از این سرودا نه از این یکی ها
ما هم گفتیم باشه!!!
شوخی کردم بابا مگه میشه چیزی از ما بخوان و ما بدون هیچ گونه اذیت طرف اون کارو انجام بدیم؟!!!
نه این امکان نداره!
التماس
.
.
.
خب ثواب داره بچه ها بریم ... باشه بریم !
.
.
.
.
مریم مثبته مطمئن بودم داشت به خودش فحش میداد که چه کار اشتباهی کرده،
جون به لب شد! آ
خه به ما چه هر کاری میکنیم نمیشه دیگهه
، جون این خانم زایع(زارع)
دست خود ادم نیست نمیتونیم یه جا بشینیم مخصوصا زنگ بعدش امتحان فیزیک داشتیم و اعصاب همه خورد بود و واضح تر بگم شرایط برای اعصاب خورد کنی کااااااااااااااملا مساعد بود
منو مریم دوست شدیم!!! خب دیگه نمیرم حاشیه جو میگیردت!
خاستن ردیف های گروه رو تشکیل بدن . خب تشکیل بدن ما که چیزی نمیگیم
(شرمنده عکس دیگه ای پیدا نکردم
)! فقط من یکم خسته بودم
و خیلی به اون صندلیه کنار نماز خونه احتیاج داشتم چی میشد من رو اون نشسته بودم
و همه سر پا بودن خب خسته بودم دیروز کلی خابیده بودم!!!!
چرا همه از دست ما کلافه میشن!!
مگه چه اشکالی داشت که مریم رو میله های صندلی وایستاده بود !!
لیلا رو نگو، به قصد شوخی هلش میدادم میخندید
و همش پریناز پریناز میکرد
بی جنبه !!!
من دیدم آیسان ناراحته اولش فکر کردم از این ناراحته که من چرا باید رو صندلی بشینم
و چرا نباید این خانم زارع یه مبل واسه من نیاره...!
ولی بعد دیدم نه من بد برداشت کردم!!!
خب چرا خانم زارع باید منو مریم رو چپ چپ نگاه میکرد همش؟
من چه میدونستم خانم زارع اومده و واسه همین لیلا به من میزد که پاشو و منم فکر میکردم لیلا داره منو میزنه و منم بر میگشتم اونو میزدم!..
واقعا که همه دست به دست هم دادن همش مارو اذیت میکنن...
ولی خیلی ناراحت شدم از دست خانم مدیر چرا باید اینترنت مدرسه رو نمیدونم چی چی میکرد که نه وبلاگ بره و نه چت ؟!
ولی خوشم اومد از خودم تازه فهمیدم واسه خودم چه شیری هستم! اعتماد به نفسم رفت بالا، احساس کردم خدا منو خیلی دوست داره
بابت اینکه یه بنده ی محتاجش رو کمک کردم
، واقعا حس خیلی عالی و معنوی بود وقتی...
.
.
.
.
.
زنگ فیزیک چک نویسم رو دادم به آیسان که ازش وسط امتحان رفع اشکال کنه و اشتباهاتش رو تصحیح کنه ...
امید وارم خدا هم این نیت خیر منو به اعمال خوبم اضافه کنه و برم بهشت چشم این خانم ... و... دربیاد...
Palinassssss
نظر یادتون نره
دختر دانش آموزی صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره. روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند! نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت. او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید :
میدونی زشت ترین دختر این کلاسی ؟
یک دفعه کلاس از خنده ترکید …
آیسان
امروز روز تولدته خاستم در ضمن اینکه تولدتو تبریک میگم بهت یه سورپرایزی هم بشیو این که مریم جونم من حلالت کردم تو هم حلالم کن...
مریم براموون دعا کن میری پیش خدا واسه همه ما دعا کن..
مریم مریمی خیلی دوشت دالم ابچیه گلم
مریمی برو ولی ما رو هم فراموش نکن
مریمی بهم قول دادی
، بهم قول دادی که کنار کعبه زنگ بزنی بهم یادته..؟ زنگ نماز بود همدیگه رو بغل کره بودیم و بدون اینکه چیزی بگیم داشتیم گریه میکردیم مریم تو اون لحظه ازت یه چیز خواستم اونم این بود که به خدا بگی یه فرصت دیگه بهم بده ... تو بهم قول دادی مریم ..
وحالااااااااااا..
همگی باهمممممممممم....
تفلد تفلد نفلدت مبارک
مبارک مبارک تفلدتمبارکککک
و حلالا میخام به افتخار مریم جون خودم یه اهنگ با اهیسان جون بخونیم(اهنگ خودمون)
لب کارون....
چه گل بارون
میشه وقتی که میریم لب کارون..
تو قایق ها....
ایشاللا دکتر بشی مریمم متخصص اطفال میشی انشاالله.
.
وووووو میرسیم به کادووووو
هدیه ام آن قلبو احساس من است هدیه ات آهنگ تب دار من است
پای آن گل هدیه باشد خار من نام این هدیه بود اشعار من
بهترین آهنگزندگیم تپش قلب توست
و قشنگترین روز زندگیم روز شکفتن توست
با بزرگترین عشق در کوتاه ترین جمله ممکن دنیا "مریم مریمی تولدت مبارک"