خاطرات sweet girls
سلام
اول از همه میخام از همه کسانی که میان به وبلاگمون نظر میزارن تشکر کنمو بعد میخام کسانی که میان وبلاگمون نظر نمیزارن رو بزنم ...
امشب که از ریاضی خوندن شبیه ریاضی شده بودم گفتم یکمم تو وبلاگ مطلب بزارم البته دلیل اصلیش یه چیز دیگه بود ولی خب....
میخام از ماجرای اردو بگم ...
صبح 4شنبه بود رفتیم مدرسه همه استرس داشتیم و خوشحال بودیم چون میخاستیم بریم دانشگاه دندانپزشکی و پزشکی ، خب از اون جایی که رشته ی ما تجربیه وقتی بریم چنین جاهایی هیجان میگیریم دیههه . داشتم میگفتم رفتیم مدرسه مدیر اومد رضایت نامه ها رو بگیره من دیدم رضایت نامه نیاوردم
حالا بیا حالیه این مدیر خوش اخلاق کن که رضایت نامه امضا شده بود و لی فراموش شد...
-الا و بلا باید بیاریش ... -اخه خانم من از کجا بیارمش ... -خب زنگ بزن مامانت بیاره ... حالا یکی بیاد به این بفهمونه که مادر من مشکل داشت نمیتونست... -نخیر تا نیاری رفتم بی رفتن... -اعوذو باالله ....
دیگه چیکار میکردم زنگ زدیم به مامان و اومد رضایت نامه رو امضا کرد ... من با ارزو نشستم آیسان با مریم ،عافطه هم مثل همیشه تنها با صنم بود.. بمیرم براش...
بعد کلی شیطنت و دردودل و غیبت، رفتن به اینده ، هندزفری و خلوت کردن... رسیدیم و رسیدیم دانشگاه ...اول رفتیم بخش پزشکی ، خب پزشکی هم که تو اتاق تشریح خلاصه شده دیگه رفتیم سراغ اتاق تشریح ... البته کمی پشت در موندیم و با دانشجو هاشون برخورد کردیم.. واه واه چیه مگه همچی خودشونو گرفتن انگار چیه ...
یه دکتر شدین خب( اغده، کم اوردن، حسرت...)
منو مریم و آیسان که نتونستیم دوام بیاریم رفتیم کنار، کلی از این ور اون ور دسته جمعی عکس گرفتیم.. مخصوصا این 2 و 3 ها خیلی باحال بود (رمزی بین منو آیسان و بعضیا شششششششش
) هی من میگفتم 3 آیسان میگفت 2 ای بابا چیه اخه این وضع میگم 3 بگو 3 دیگه !!!! خب زیاد به خودم فشار نیارم برا سلامتیم ضرر داره....
خلاصه... به آیسان دستور شده بود کاشی هارو بشمره اون کاشی هارو شمرد هر چند... منم که دهنم باز مونده بود
، مریمم فقط چشم چرونی میکرد..
.ولی هر چند خیلی ادم افسوس میخوره ولی من مطمئنم اگه واقعا دندانپزشکی رو بخاییم اسونه خیلی اسون فقط خاستنش کافیه و ترجیح دادنش...
امید وارم منو آیسان و مریم و ارزو همراه عافطه به تمام ارزو هامون در حد لیاقتمون برسیم...
خدایا دوستت داریم .. خدایا همیشه خودت پیشمون باش ...خدایا هیچ وقت تنهامون نزار ... خدایا تو به حفظ این رفاقت ،این دوستیمون کمک کن... آمین
پریناز